
مومن مشکلات رو در درون خودش جستجو میکنه یعنی اهل فرافکنی
نیست.
امیرالمومنین(ع) می فرماید: المومن نفسه عنده ظنون
مومن به خودش بسیار بد گمانه
این بد گمانی موجب میشه آدم به تفحص عیوب خودش بپردازه
این حالت که انسان همیشه خودش رو مقصر بدونه نقطه ی شروع
اصلاحات اخلاقی و رفتاریه
دعای زیبای امام باقر (ع) برای جابر خیلی تامل برانگیزه
یا جابر لا اخرجک الله من النقص و التقصیر
ای جابر خدا تو را از حالت مقصر بودن و کمبود خارج نکند.
امام کاظم (ع) می فرماید : اللهم لا تخرجنی من التقصیر
خدایا مرا از حال مقصر بودن خارج مکن.
ما هم هنگام ناکامی ها فراوان می گیم : «خودم کردم که لعنت بر خودم باد»
اما معمولا زبان قالمان است نه حالمان چون بلا فاصله به زمین و زمان بد و
بیراه می گیم.
خدایا نرم افزار تقصیر رو تو وجود ما هم نصب کن
آمین

برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
ا تای خدا ، من باید از نظر علم از همه برتر باشم، تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر میفروشند، ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همه آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو در آورم، آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین مرد روی زمین باشم. ای خدای بزرگ آنها که از تو میخواهم ، چیزهایی است که فقط میخواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد آنرا داشتهام. از تو میخواهم مروفیق دهی که کارهایم ثمر بخش شود و در مقابل خسان سر افکنده نشوم.
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
سكوت میكنم ...
برای گفتن
و شنیدن، حرفی ندارم
هرگز سخنی نمی گویم
ساكت ....ساكت
آرام
به باران و برف وشب و روز نگاه میكنم
به عمق پاكشان ، به زاتشان گوش میدهم
من
ساكت ...ساكت
آرام
همانند نگاه كودكان معصوم ومنتظر
منتظر، سرنوشت خود هستم
من
ساكت ...ساكت
آرام
در این دنیای پر هیاهو و زیبا سكوت میكنم
كه سكوت سرشار از پاداش الاهیست
و دل تنگی هایم را از این دنیا فانی به نجوای باد رها می سازم
تا به اوج برود.
من
ساكت... ساكت
آرام
همچون روحم كه دیریست در سكوت مرده است
سكوت میكنم..
به خاطر
دوستیهای كه هر روز بی رنگتر میشود
از عشق كه با فصلی از زمان كهنه می شود
از مهربانی های که با گذشت زمان تبدیل به نفرت میشود
و از بی رحمیها و جا هلیت که روح انسان را تسخیر خود میکند
سخنی نمیگویم
می نشینم و سکوت میکنم
من
ساکت...ساکت
آرام
سکوت میکنم...
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
زندگی همچومن رویاست
پر از وحشت هاست
زندگی بودن آسودن نیست
زندگی همچون پرستوی در حال کوچ
که میان راهش موجی از طوفانهاست
زندگی آتشی بی پایان است
که هیزوم هایش همه ادامهاست
زندگی همچون دریاست
که به آرامی در خود نهنگ میپروراند
زندگی جنگلی بی پایانیست
که پر از ریشه پر از شاخه و برگ
زندگی بودن نیست
زندگی خفتن آسودن نیست
زندگی گذارست
گذر از طوفانها ، دریا و آتشهاست
زندگی همچون رویاست
زندگی یعنی من ، یعنی تو
زندگی همچون سفر شیرین
که سر انجام آن نا پیداست....
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
x98 حركت مفهوم یاب: وقتی كه خودآگاهی جریان تفكر را آغاز می كند، پس از رها ساختن آن، جریان مذكور متوقف نمی شود بلكه این جریان تفكر، در سطوح درونی تر ذهن به حركت مفهوم یاب خود ادامه داده و بعد از مدتی كه ممكن است كوتاه یا طولانی باشد، دوباره ولی این بار بصورت جهش یافته، از عمق ذهن به سطح خودآگاهی آمده و در آن ظاهر می شود. این جریان تفكری، در صورت داشتن انرژی، عزم و سایر مؤلفه های ضروری، بر سطوح درونی تر آگاهی اثر گذاشته و پس از تثبیت و استحكام، خود به منشأ اعمال، بینش ها، دریافتها و حالات و وضعیت های جدید تبدیل می شود.
x98 شخم زدن زمین باطنی: شناخت باطنی به نوعی آماده سازی زمین باطن، برای به ثمر رسیدن دانه هایی كه در آن كاشته شده یا كاشته خواهد شد، منجر می شود. این حركت تفكر شبیه شخم زدن زمین است.
x98 عمل حقیقی: اگر شناخت كامل شود، خودبخود به عمل تبدیل خواهد شد. هم چنین فهم، عمل رو به بالا ببار می آورد. این عمل خودبخودی، بسیار ارزشمند است. زیرا در اثر عمل خودبخودی، ما به حوزه ی خودانگیختگی و هدایت لحظه ای وارد می شویم.
x98 تسلط، تصرف و كنترل: به اقتدار درآوردن و كنترل یك چیز با شناخت كامل آن چیز میسر می شود. هرگاه بر چیزی اقتدار پیدا كنیم، قدرت تسلط و تصرف بر آن چیز را می یابیم. هرچه فهم كاملتر باشد، تسلط بر آن چیز كاملتر است.
x98 سیّالیّت روح: شناخت، بر سیّالیّت روح و جاری و فعال شدن آن اثری قاطع و تعیین كننده دارد.
x98 تجربه حیطه های دیگر: هرچه را كه روح انسان در این جهان بشناسد و ادراك كند، امكان تجربه آن در حیطه های دیگر میسّر می گردد. با وجود شناخت كامل از یك موضوع (خارج از حیطه این دنیا) یا فهم حیطه های دیگر، روح هر وقت كه لازم بداند به تجربه آن جهانها دست می زند. اما بدون وجود شناخت از حیطه های دیگر، امكان عبور از آن حیطه ها و تجربه آنها برای روح بعید است.
x98 عزم ها: فهم به تولد قصدِ خودبخود منجر می شود و (در آخر) تولد قصد به آهستگی رخ می دهد. عزم ها(قصدها)ی طبیعی و عمل كننده باطنی كه عامل بروز تغییراتی در زندگی درونی و در حوزه روح فرد می باشند، از بعدی، زاییده شناخت هستند. عزم هایی كه به این ترتیب بروز می كنند، خلاق بوده و به نتیجه می رسند اما عزم هایی كه بر اثر تحریك هوس ها و هیجانات بوجود می آیند در حوزه های باطنی، عموماً غیرفعال بوده و قادر به ایجاد تغییر نمی باشند. می توان گفت كه قصد طبیعی و خلاق براساس دانایی و هوشیاری است و قصدی كه بر نادانی استوار باشد در حوزه های بالا و باطنی عمل نمی كند.
x98 تغییر بینش: تغییر آگاهی به تغییر بینش و اندیشه ها منجر شده و این خود، تغییر در نظام ارتعاشی انسان را به دنبال دارد و نخست بر كیفیات زندگی باطنی اثر می گذارد...
x98 جلوگیری از هرز رفتن: شناخت باطنی از هرز رفتن انرژی، زمان و امكان جلوگیری می كند.
x98 امتداد جریان آگاهی: هرچه فهم رو به كامل شدن برود، جریان آگاهی نیز كامل تر می شود و در جهانهای دیگر امتداد می یابد. در اثر امتداد جریان آگاهی در جهانهای دیگر، آگاهی گسترش یافته، تعمیم پیدا كرده و تعمیق می یابد.
x98 گسترش هستی: فهم، منجر به گسترش هستی می شود. وقتی «من» درخت را فهمید، هستی «من» از هستی درخت عبور می كند. وقتی آسمان را فهمید، از هستی آسمان عبور می كند...
x98 افزایش سرعت درك: به تناسب سرعت فهم، سرعت روح نیز بالا می رود. اگر سرعت فهم بالا رفت، خلاقیت بخشیدن بالا می رود و فاصله ی بین قصد و تجلی قصد، كمتر می شود.
x98 افزایش توان فهم: در اثر شناخت بیشتر، توان فهمیدن افزایش می یابد...
x98 عبوركنندگی: هر چیز كه فهم شود، توان عبور از آن چیز امكان پذیر می گردد. اگر این جهان فهم شد، میتوان از آن عبور كرد.برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
نگاهی هم به قلب من بینداز
ای که تو با ناز نگاهت ، دیوانه کردی چشمانم را ،
حس کن هوای نفسهایم را ...
ای که تو با دستان گرمت ، به آتش کشیدی دستان سردم را ،
مرا در میان خودت بگیر ، مرا بسپار به آغوشت ، رهایم کن در آغوشت،
از همه چیز خلاصم کن، بگذار لحظه ای رویایی شوم...
ای که تو دیوانه کرده ای دل عاشقم را ،
در این حال جنونم ، تویی تمام جانم ، قبله راز و نیازم ،
ای که تو با چشمهای نازت ،
مرا از آن حال به این هوای عاشقی برده ای
ای که بدون تو هیچم ، لحظه ای نباشی پوچم،
خالی از عشق و محبت ، خالی از وفا و عادت...
ای که بدون تو حتی برای خودم هم نمیتوانم زندگی کنم ،
منی که مدتهاست برای تو زندگی میکنم
ای که بدون تو نفس در سینه نیست ،
منی که مدتها به عشق تو نفس میکشم ....
ای که بدون تو زندگی برایم بی معناست ،
منی که از تو یاد گرفته ام رسم زندگی را....
دست خودم نیست حالم ، بدون تو بازی زندگی را میبازم ،
ای که تو هستی پلی عبور از دره ی بی وفایی ها...
رهایم نکن، مثل همیشه که مرا درک میکردی ،
احساسم کن ، مثل همیشه که دوستم داشتی ، عاشقم کن ،
مثل همیشه که بودی ، مرا تا پایان راه همراهی کن، که تنها نباشم ،
جدا از تو و با غمها نباشم ، خودم باشم و خودت ،
بوسه میزنم بر روی گونه هایت ،
خیالم راحت است ، قلبم با تو دیگر تنها نمیماند....
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04
برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت: 22:04